محمدتقى نورى

279

اشرف التواريخ ( فارسي )

كامياب نموده ، متمنّى گرديد كه در تشييد مبانى دولتين عليّتين كه به حسب معنويت متّحد و يكى شمرده مىشود « 1 » ، نهايت مبالغه را به جاى « 2 » آورده ، مستدعى گرديد كه شاهزادهء والاصفات والى هرات را من جملهء خود و يكى از حكّام ولايات « 3 » پادشاهى دانسته ، از آنچه گذشته « 4 » بگذرند . حسين على خان مزبور در بيست و دويم شهر ذى قعده 1219 « 5 » شرفياب حضور و آنچه مأمور بود به عرض رسانيد « 6 » و از جانب اشرف و الا « 7 » به نوازشهاى « 8 » خسروانه مستظهر و به نويدات سراسر اميد مستبشر گرديده ، با خلعت و انعام « 9 » و احسان لا كلام « 10 » غريق بحر امتنان شده ، رخصت انصراف حاصل نمودند و جواب مراسلهء والى هرات مرقوم رقم « 11 » منشيان با عزّ و شأن « 12 » عطارد نشان گرديده ، او را نيز به مراحم پادشاهى و مكارم نامتناهى و شرف اخوّت و يگانگى اين دولت جاويد مباهى مطمئن و اميدوار ساخته ، از جانب اشرف فتحعلى خان كلهر كه مردى كاردان و از همه چيز « 13 » آگاه بود ، به سفارت هرات مأمور و به مرافقت ايلچيان هرات « 14 » به مقصد شتافته ، حاجى فيروز را مجددا قرين استبشار ساخته ، « 15 » قبل از استرخاص و انصراف ايلچيان والى هرات ، رحمة اللّه خان افغان ، كه از معتمدان دولت شاهزادهء قيصر بود ، با مراسله [ اى ] دوستانه « 16 » شرفياب ركاب و وقايعى كه فى ما بين او و ميرزا كامران در قندهار روى داده بود ، بيان نموده معروض داشت و در معنى نصرتى كه بعد از هزيمت لاحق روزگار او شده بود « 17 » ، از معاونت بخت بيدار اين شوكت ابد مدار دانسته ، محمول بر اخلاص خود « 18 » به اين خاندان ( 108 الف ) خلافت‌نشان نموده ، در طريقهء

--> ( 1 ) . مج : معنوى يكى است . ( 2 ) . مج : جا . ( 3 ) . مج : « ولايات » ندارد . ( 4 ) . مج : از گذشته‌ها . [ متن : گذشتها ] ( 5 ) . ملك : « 1219 » ندارد . ( 6 ) . مج : معروض داشت . ( 7 ) . مج : « و الا » ندارد . ( 8 ) . مج : نوازشات . ( 9 ) . مج : انعام و نوازش . ( 10 ) . مج : مالا كلام . ( 11 ) . مج : قلم . ( 12 ) . مج : با « عزّ و شأن » ندارد . ( 13 ) . مج : مرد كاردان همه جا . ( 14 ) . مج : والى هرات . ( 15 ) . مج : استظهار ساختند . ( 16 ) . مج : يكجهانه . ( 17 ) . مج : گرديد . ( 18 ) . مج : « خود » ندارد .